
حجت كفاشي
سایت گروه مشاورین جوان استان
پايگاه بسيج شهيد محمد منتظري
چرا احمدي نژاد ؟
مقيمي گرافيك
منتظران ظهور
سياستمداران جوان
دل نوشته يك كبوتر
امير النحل
ياداشت هاي يك ناراضي
سرباز رهبري (سياسي)
كربلايي 110
شهيد آقا مهدي
فاطميون اراك
گلستان
هواداران اينتر
استاذنا
دختران شهيد
ريز نوشت سياسي
محرمانه
عكاس مسلمان
نابودگر
خط شكن
اينده از آن حزب الله
نگاه شهدا
همسفر عشق
اس ام اس مثبت
آنتي بي بي سي
جهادگر سايبري
تخريبچي مجازي
دانش آموزان پيرو خط امام
سرباز رهبری(سیاسی)
موج وب (موج رهروان ولايت)
صداي سبز
نهضت سبز نبوي
فاين تذهبون
سياست روز
ايران 1414
حصار حباب
دو کلمه حرف حساب
ما در سایه حضرت ماه نشسته ایم. با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ما ::سیاستمداران جوان استان خراسان جنوبی:: خوش آمديد . من بسیجی و سپاهی و مامور نیروانتظامی، نیستم. اساساً نظامی تر از این حرف ها هستم، در عین حالیکه ژنرال و تیمسار و افسر هم نیستم ولي وبدار و سرهك دار هستم . توپ و تانک و مسلسل هم ندارم. گرافيك خواندم، وجهه کاری، ویلا تو ساری و پاسپورت کانادایی نیز ندارم. اما... یک مداد استدلر دارم و مقداري رنگ و قلم مو .نوک مدادم را با مدادتراش تیز کردم. گرفتم به سمت فتنه گرانی که گلوی برادرانم را بریدند.من فریاد آنها را نشانه گرفته ام.از تهمت خشونت طلبی هم باکی ندارم. این مداد، شمشیر من است. هدفش فریاد آمریکایی ها و اسراییلی هاست. پس مواظب باشید، این فریاد از حلقوم شما بیرون نیاید. خلاصه از ما گفتن بود. استفاده از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن مجاز است
::
اردیبهشت 1391
::
فروردین 1391
::
اسفند 1390
::
بهمن 1390
::
دی 1390
::
آذر 1390
::
آبان 1390
::
مهر 1390
::
شهریور 1390
::
مرداد 1390
::
تیر 1390
::
خرداد 1390
::
اردیبهشت 1390
::
فروردین 1390
::
اسفند 1389
::
بهمن 1389
::
دی 1389
::
آذر 1389
::
آبان 1389
::
مهر 1389
::
شهریور 1389
::
مرداد 1389
::
تیر 1389
::
خرداد 1389
::
اردیبهشت 1389
::
فروردین 1389
::
اسفند 1388
::
بهمن 1388
::
دی 1388
::
آذر 1388
::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
مرداد 1388
::
تیر 1388
::
خرداد 1388
::
آرشيو
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه
سلام بر مهدی، جوهر دین و نور یقین، ذخیره الهی و منجی نهائی. سلام بر مهدی، کعبه مقصود و قبله موعود، سر عظیم و اسم اعظم. سلام بر مهدی، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسیح مسیحها و موعود موعودها. سلام بر مهدی، صاحب شب قدر و عصاره عصر. سلام بر مهدی، دیده بان خدا و مظهر هدی، وصی اوصیاء و گزیده اولیاء. سلام بر مهدی، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته. سلام بر مهدی، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء .
سلام ای رهبرم سید علی جان... سلام مولای من سید علی جان ... سلام ای رهبرم ای قلب ایران ... سلام ای قوت دلهای خسته ... الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست ... که جان من گره در پیچش موست ... فدایی ات من عمار آقا .... هزاران در هزاران بار آقا ...
یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با ما اهل بیت است.
یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با
ما اهل بیت است.
(امالی شیخ صدوق -ص338)
وقتی
خبر اهانت شاهین نجفی را به ساحت مقدس و ملکوتی امام رضا، امام هادی و
امام زمان علیهم السلام خواندم و پوستر بی شرمانه آلبوم نقی او را دیده و
صدای پلید وشیطانی او را شنیدم دیگر طاقت نیاوردم و دست به کار شدم.حالا
روزی رسید که حکم ارتداد و مهدورالدم بودن او نیز مانند سلمان رشدی منفور
از طرف مراجع عظام صادر شد و پس از مدتی جنازه آن ها در زباله دان ها پیدا
شود.

باز دوباره حرام زاده ای دیگر اهانتی جدید به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) کرده...
"شاهین نجسی" موجودی حرامزاده و حرام لقمه که تو آهنگ هاش هیچ خط قرمزی ندارد و مردم و نظام و رهبری و حالا هم ائمه اطهار را مورد هتاکی قرار داده...

خاک بر سر من بچه شیعه اگه همینطور بشینم و ببینم چطوری به امام عزیزم توهین کنند...
انشاالله به همین زودی ها خبر به هلاکت رسیدن این سگ کثیف انگلیسی رو می شنویم...
حکم ارتداد خواننده رپ
حکم ارتداد خواننده رپارتداد
میلاد با سعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن و هفته گرامیداشت مقام مادر گرامی باد.
به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم “ نقی ”، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
از سوی دفتر آیت الله صافی گلپایگانی
حکم ارتداد توهین کننده به امام هادی (ع) صادر شد
خبرگزاری فارس: به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم “نقی”، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
اين خليج هميشه فارس مي ماند
خلیج تا ابـد فــــــــــــــــــــــارس

اين خليج هميشه فارس مي ماند .

تا سايه سيد علي بر سر ماست اين خليج هميشه فارس مي ماند .
فرج نزديك است دعا بفرماييد .
لولاك لما خلقت الأفلاك...
لولاك لما خلقت الأفلاك...
خلقت را به بهانه ات آفرید...
سزاست، نتوان بی بهانه زیست...
مــادر؛ ماه روشن افلاک بود...
کاش_ رخ برنمی گرفت، از شب تار...

ماه بی نشانی ام
مـــــادر...
تو دلها را، نشانه ی ...
قلاده های طلا و قضاوت های عجولانه
نمی دونم این چه عادت بدی که همه دچارش شدیم قضاوت های خیلی عجولانه ،
عادت کردیم راجع به همه چیز ، حتی با یک شنیده کذب ، قضاوت کنیم .
این خیلی بد که ما جرات چنین کاری رو داریم ، همه چیزو همه کس رو فقط با افکار خودمون نقد می کنیم و راجع بهش قضاوت...
مثلا "قلاده های طلا"

این روزها با دور و بری ها و دوستانم که می شینیم و راجع بهش صحبت می کنیم ، متوجه این موضوع شدم که مخالفین که البته همه دم از آزادی می زنند ، بدون دیدن فیلم همه رقم نقد و بد وبیراه را نثار فیلم و کارگردانش می کنند!
آخه چطور ممکنه بدون دیدن فیلم ، حدود 1 ساعت راجع بهش بد بگی و نقدش کنی؟!
حالا جالب اینکه ، یکیشونو که زورم بهش می رسید با کتک بردمش فیلمو دید ، 4 روز بعد که دیدمش گفت 3 بار دیگه رفتمو دیدمش ، هر بارم تازگی داشت برام.
البته نگفت که داره می ره بار چهارمم ببینه ، اما تابلو بود.
فقط همینو بگم ؛ موافقی یا مخالف ، هر گرایش سیاسی که داری ، ایام انتخابات هر رنگی دور دستت بسته بود ، لازمه که بری و این فیلمو ببینی. ببینی کجای این ماجرا بودی ، یا هستی... برو قلاده های طلا رو ببین ، بعد اگه دوست داشتی و هنوزم روی حرفت بودی ، بیا بیرون هر چی دلت می خواد فحش بده
اصلا بیا همین جا کامنت فحش بنویس
اما ببین بعد قضاوت کن همین جوری یه حرفی نزن نامردی به خدا .
یا علی
بهیادماندنیترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۰
بهیادماندنیترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۰
بهیادماندنیترین
جمله حضرت آیتالله خامنهای در سال ۱۳۹۰ از نظر كاربران سایت اینترنتی
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب انتخاب شد.
پایگاه
اطلاعرسانی Khamenei.ir در روزهای پایانی اسفندماه ۹۰ برای دومین سال
پیاپی از كاربران خود خواست تا نظرشان را دربارهی مهمترین و
بهیادماندنیترین جمله رهبر انقلاب در سال از طریق پیامك و ارسال كامنت
ابراز نمایند.
در پایانِ این نظرسنجی كه تا روز
۱۴ فروردین ۹۱ ادامه داشت، جمله مربوط به «پشتیبانی علنی ایران از هرگونه
مبارزه علیه اسرائیل» كه در نماز جمعه ۱۴ بهمنماه سال گذشته ایراد شده بود
به عنوان مهمترین و محبوبترین جمله انتخاب شد.
همچنین جملات مربوط به «شرایط بدر و خیبر» و «پاسخ به تهدیدهای آمریكا» در جایگاه بعدی قرار گرفتند.
جدول ۱۰ جملهی اول محبوب كاربران به شرح زیر است:
رتبه از نظر كاربران
جملهی بهیادماندنی سال ۱۳۹۰
۱-من
همين جا به اين مناسبت، اين جمله را عرض بكنم: حكام بحرين ادعا كردند كه
ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند. اين دروغ است. نه، ما دخالت نميكنيم.
ما آنجائى كه دخالت كنيم، صريح ميگوئيم. ما در قضاياى ضديت با اسرائيل
دخالت كرديم؛ نتيجهاش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو
روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه
كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش ميكنيم و هيچ ابائى هم از گفتن
اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است. اما اينكه حالا حاكم جزيرهى
بحرين بيايد بگويد ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند، نه، اين حرف درستى
نيست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرين دخالت ميكرديم، اوضاع در بحرين
جور ديگرى ميشد!
۱۳۹۰/۱۱/۱۴خطبههای نماز جمعه تهران
۲-ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم.
۱۳۹۰/۱۰/۱۹بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی
۳-هم
آمريكا بداند، هم دستنشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستى در
اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلكه هر
گونه تهديدى، پاسخى خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و
متلاشى خواهد كرد.
۱۳۹۰/۰۸/۱۹بيانات در دانشگاه افسرى امام على (عليهالسّلام)
۴-ميليونها
رسانه را به كار انداختند، براى اينكه مردم را دلسرد كنند. گاهى گفتند
مردم در انتخابات (مجلس نهم) شركت نميكنند... در روز جمعهاى كه مىآيد، يك
سيلى سختتر به چهرهى استكبار خواهد زد.
۱۳۹۰/۱۲/۱۰بیانات در دیدار اقشار مردم و خانواده شهدا و ایثارگران
۵-تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همهى عالم دارد آغاز ميشود.
۱۳۹۰/۱۱/۱۰بيانات در ديدار شركتكنندگان در اجلاس جهانی «جوانان و بيدارى اسلامى»
۶-يك
جمله هم راجع به اين تهديدهاى آمريكا عرض بكنيم. مرتباً تهديد ميكنند؛
تهديد به اين زبان: همهى گزينهها روى ميز است! يعنى حتّى گزينهى جنگ.
اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ، به ضرر
آمريكاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمريكاست.
۱۳۹۰/۱۱/۱۴خطبههای نماز جمعه تهران
۷-فلسطين، فلسطينِ «از نهر تا بحر» است، نه حتّى يك وجب كمتر.
۱۳۹۰/۰۷/۰۹بيانات در كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين
۸-حقيقتاً
انتخابات، سيلى به چهرهى دشمنان اين ملت است... حساسيتش از دفعات قبل هم
شايد بيشتر است؛ به خاطر اينكه تيرهاى موجود در تركش استكبار عليه شما مردم
تمام شده. هرچه ميتوانستند، ضربه زدند.
۱۳۹۰/۱۲/۱۰بیانات در دیدار اقشار مردم و خانواده شهدا و ایثارگران
۹-این
سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میكنم و از مسئولان كشور، چه در دولت،
چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و
همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصهی اقتصادی با حركتِ جهادگونه
كار كنند، مجاهدت كنند. حركت طبیعی كافی نیست؛ باید در این میدان، حركت
جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
۱۳۹۰/۱/۱بيانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس
۱۰-تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوهى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذرهاى منحرف شود.
۱۳۹۰/۰۲/۰۳بيانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس
در این نظرسنجی بیش از ۱۹۰۰ پیامك و كامنت به سایت ارسال شد.
سال
گذشته نیز مخاطبان سایت در نظرسنجی مشابهی، جمله «واكسینهشدن كشور در
فتنه ۸۸» را به عنوان جملهی بهیادماندنی سال ۱۳۸۹ انتخاب كردند: «فتنهى
سال ۸۸ كشور را واكسينه كرد؛ مردم را بر ضد ميكروبهاى سياسى و اجتماعىاى
كه ميتواند اثر بگذارد، مجهز كرد؛ بصيرت مردم را بيشتر كرد. دیدار مردم قم
۲۸ مهرماه ۸۹»
ياد و خاطره صياد دلها و سيد شهيدان اهل قلم گرامي باد
ياد و خاطره صياد دلها و سيد شهيدان اهل قلم گرامي باد .

آيا مي شود دعاي قنوت ما هم مستجاب شود
می
رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر مرد حسابی! کجای
دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟ می خندید و می گفت که من باید
خودم به یقین برسم که آن طرف چه خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم...

مکه برای شما ، فکه برای من .بالی نمی خواهم ، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند . سید الشهداء اهل قلم سید مرتضی آوینی
بیت الاحزان سینمای ایران
سینمای ایران در طی دو دهه اخیر فراز و نشیب های فراوانی را پشت سرگذاشته است.
چند سالی ست که کیفیت هنرهفتم کشور،رو به نزول نهاده و منحنی رشد آن مسیری سرازیری را طی می کند.
روند فیلمسازی در کشور ما منحصر به بیان نگرش و دیدگاه های قشری خاص شده است که بدین صورت سعی در بسط اینگونه تصورات در میان جامعه را دارند.
موجی که هم اکنون در بطن تولیدات سینمای ایران شکل گرفته؛ انتقادات نابجا(و نه بر حق)، از وضعیت فعلی جامعه است.
درون مایه اکثریت فیلمهای ما شامل نقد بی حدوحصر ارزشها، هنجارها و اعتقادات جامعه می باشد.
"افراط در پرداختن به کمبودها" در حال همه گیر شدن است در بین فیلمسازان ما ... حال نمی دانم این عطش بزرگنمایی کاستی ها با چه چیزی و یا چگونه فروکش خواهد کرد؟!
البته مقصود بنده از بیان جملات فوق این نیست که نارسایی ها را نبینیم و به تقدیس کاستی ها بپردازیم و همواره به شیرینی شیره[!] اذعان داشته باشیم ... خیر!
منظورم اینست که عادل باشیم و اگر کمبودها را می بینیم ؛ نقاط مثبت را نیز متذکر شویم.
"عدالت در روایت" از آن دسته موضوعاتی ست که رعایت آن در شرایط فعلی سینمای کشور به شدت احساس می شود.
اما در این بین هستند عده ای که خواسته یا ناخواسته؛ "نه تنها آب نمی آورند بلکه سبو نیز می شکنند!" و برروی این امواج سهمگین انتقادات، موج سواری می کنند!!!
سوار موج شدن که هنری نمی خواهد!...
شکار «خرس طلایی برلین» و صید «صدف زرین سن سباستین»؛ از جشنواره هایی که سبقه ضد ایرانیـشان زبانزد است که مباهات و افتخار ندارد!!!


هرکس در فیلم خود تصویری عقب مانده تر، مفلوک تر و ناکارآمد از جامعه و ساختار کشورش ارائه دهد، جایزه که سهل است؛ تندیس طلایی خودش را می سازند!!!
نمونه های اینچنینی نه فقط در کشور ما بلکه در دیگر کشورها نیز دیده می شود.
بعنوان مثال؛ فیلم هندی «میلیونر زاغه نشین» که در سال 2009 برنده چندین اسکار در بخش های مختلف شد، مصداقی بر این مدعاست.
فیلمی که در آن هند را کشوری مرتجع، بی فرهنگ و مشوّش معرفی می کند که قانون جنگل بر آن حاکمیت دارد[!] و ذره ای انسانیت و نوع دوستی در میان این ملت دیده نمی شود!
حال می خواهم کمی به وضعیت فعلی سینمای کشورمان بپردازم:
محصولات کنونی صنعت سینمای کشور به نوعی بازگشت به عقب محسوب می شوند و دوران رکود فرهنگی را سپری می کنند.
تغییر نگرش فیلمسازان برجسته ما در ساخته های جدیدشان به وضوح قابل مشاهده است.
کارگردانان و نویسندگان نسل دوم و سومی که تا پیش از این دغدغه اکثریت ایشان، تولید و ساخت آثاری با رویکرد انقلابی و اعتقادی بود؛ چه شد که به ناگاه تغییر موضع داده و اولویت های آنان جایگزین شد؟!
سؤال من اینست:
براستی چه شد که؛ "حاتمی کیا" از «بوی پیراهن یوسف» رسید به «دعوت»؟!


چه اتفاقی افتاد که؛ "کمال تبریزی" از «لیلی با من است» به «همیشه پای یک زن در میان است» رسید؟!


چرا "مجید مجیدی" بعد از «رنگ خدا» ؛ «بید مجنون» را کلید زد؟!


و ایضاً چگونه "مهرجویی" پس از شاهکار «گاو» به ساخت امثال «سنتوری» گرایش پیدا کرد؟!


براستی این تغییر نگرش از کدام سمت و سو نشأت می گیرد؟!
نقد وارده بر این دوستان این است که چرا با گذر زمان و به تناسب آن، طرز فکر این جنابان نیز تعویض شد و رو به تغییر نهاد؟!
حقیقتاً مادامی که آدمی، اندیشه و نگرش و کردار خویش را برحق می داند و حقانیت آن یقین دارد؛ می بایست در آن ثابت قدم بوده و بی هیچ هراس و واهمه ای در جهت بالفعل کردن این اندیشه بالقوه تلاش نماید.
فلذا سخن به میان آوردن از اینکه دوره و زمانه عوض شده و سلیقه مردم تغییر کرده است؛ مردود بوده و نوعی مغالطه بشمار می رود.
اینکه کسی برای خوشآمد دیگران و نه از روی افکار و برداشت های شخصی خود، فیلم بسازد که فیلمساز نیست!
عضو حزب "باد" است که به هر طرفی وزید، خود را با آن همراه سازد!
فیلم خوب می بایست براساس مشکلات و دغدغه های عوام ساخته شود نه برای جلب نظر عده ای اقلیت مرفه نشین بی آلام!
مسأله ما مـردی نیست که در «چهل سالگی» به دست خود، از شریک زندگی اش آزمون خیانت بگیرد که آیا هنوز به او پایبند هست یا نه!!!


دغدغه ما «سیمینی نیست که به بهانه جدایی از نادر» کشورش را ناامن و بی آتیه می داند و تنها راه رهایی از این دوزخ[!] را پناه برن به فردوس غرب می پندارد!!!
و همچنین مشکل ما رزمنده ای نیست که بنام «دموکراسی تو روز روشن» او را به مسلخ گاه ببریم و تمام گذشته و اعتبار و آبروی او را به سخره بگیریم و او را دستمایه ای برای نشان دادن دموکراسی در دیار باقی[!] قرار دهیم!!!


نه ... مسأله ما اینها نیست ... و باید که به حال این سینما گریست!
مسأله ما حاج کاظم بود که در «آژانس شیشه ای» خود را در عملی انجام شده برای یاری همرزم اش، مستأصل می دید که در این دوراهی محض؛ چه باید کرد؟


دغدغه ما صفیه، مادربزرگ «بازمانده» بود که برای نجات تنها یادگار پسرش از چنگال صهیونیست ها، تمام هستی و زندگی اش را فدا کرد.
موضوع ما پسرک «بچه های آسمان» بود که در مسابقه خواستار مقام سوم بود نه اول! چراکه جایزه نفر سوم کفش مدنظر او بود.


و کمی جلوتر ... مشکل ما روحانی تازه معمم شده نیشابوری بود که پس از مواجهه با تمامی مشکلات مادی و معنوی نشان داد که می توان «مس را به طلا» تبدیل کرد.
بله ... مسأله ما اینهاست ...
آری دوستان ... حال و روز سینمای ما شده حکایت "آن کس که بداند و نداند که بداند ..."!
در حالیکه می دانیم اولویت ها چیست ... می دانیم که باید به کدامین موضوعات بیشتر پرداخت و کدامیک را می بایست برجسته نمود ... اما با این حال خودمان را به ندانم کاری زده و راه دیگری را درپیش می گیریم.
البته نمی توان تمام مشکلات و کم کاری ها را صرفاً به قشر دستاندرکار سینما نسبت داد چراکه سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های مدیران و مسئولان فرهنگی نیز یقیناً در این امور سهم بسزایی داشته و دارند!
سخنم را کوتاه کنم و عرضم را تمام ...
بهرحال بحث درباره سینمای ایران و مسائل مرتبط با آن مجالی مفصل می طلبد.
اما می بایست این نکته را متذکر شد که وضعیت کنونی فیلمسازی کشور، اصلاً و ابداً شایسته نام و اعتبار سینمای ایران نبوده و نیست.
بنابراین شایسته است، با تلنگرهایی هم چون این نوشته که از نظرتان گذشت؛ درجهت اعتلاء و پیشرفت سینمای بومی کشور تلاش کنیم.
"...ستنتصر القائم..."
پی نوشت: این مقاله صرفاً حاصل برداشت های شخصی بنده بوده و بر همین اساس دیگر نظرات و در این ارتباط نیز قابل تأمل و احترامند. همچنین این نوشته تنها یک نگاه کلی به سینمای ایران بوده و لزوماً "تمامی آنچه که باید گفته می شد" نیست چراکه بحث و بررسی درباره این موضوع قابل تعمیم است که انشاالله و بزودی به آن خواهم پرداخت.
چرا «33 روز» فیلم مهمی است؟
تولید و نمایش فیلم "33 روز" را باید یک «اتفاق ویژه» در سینمای ایران و حتی جهان دانست. این ویژه بودن برای سینمای ایران از این منظر است که فیلم جدید جمال شورجه یک پیشرفت و گام رو به جلو در زمینه سینمای مقاومت است. فیلمی که ضمن دستمایه قرار دادن نرم افزاری از جنس دفاع مقدس سرزمین خودمان –اما در سرزمینی دیگر- سخت افزاری سترگ و فاخر را به منصه ظهور رسانده است.

"33 روز" از معدود فیلم های سینمای ایران است که به معنای واقعی کلمه بین المللی و جهانی محسوب می شود. آنچه به اشتباه در فضای هنر هفتم ما مرسوم شده این است که حضور در جشنواره های غربی را شاخص جهانی بودن می پندارند. اما دیگر بر کسی پوشیده نیست که اغلب جشنواره های هنری و ازجمله سینمایی به خصوص در مغرب زمین، در چارچوب منافع سیاسی و ایدئولوژیک کشورهای مقصد فیلم ها را جذب کرده و به آنها جایزه میدهند. آنچه در سالهای اخیر در جشنوارههایی چون اسکار، کن، ونیز، مونترال و ... رخ داده جای شک و شبهه ای برای این نظر باقی نگذاشته است. از همین رو، خودنمایی فیلمها در چنین جشنوارههایی ملاکی قوی و قابل اعتماد برای جهانی دانستن آثار سینمایی به شمار نمیرود. اما فیلمهایی بوده و هستند که حرف و سخنی جهان شمول را در قاب خود ترسیم کرده و چشم اندازی در راستای فطرت عام بشری را گسترداندهاند، یا راوی یک موضوع مهم برای انسانیت هستند، که چنین فیلم هایی را با اعتماد و جدیت بیشتری میتوان جهانی نامید. تقابل نظامی دولت جعلی اسرائیل با مردم لبنان در سال 2006 میلادی که با ایستادگی مقاومت اسلامی منجر به شکست متجاوزین صهیونیست شد را نمیتوان رویدادی صرفا مربوط به دو طرف جنگ دانست. شکست اسرائیل در آن جنگ سرنوشت خاورمیانه را تغییر داد؛حمله به لبنان و از بین بردن مقاومت در این کشور نقطه شروع تشکیل خاورمیانه جدید –بخوانید اسرائیلی- بود. اما پیروزی حزبالله نتیجه این طرح و نقشه را معکوس کرد و حالا منطقه ما و به تبع آن کل جهان درحال پیمودن مسیری متفاوت است. مسیری که به تعبیر بسیاری از کارشناسان بینالمللی روز به روز اسرائیل و همدستان آن را در محاصره تنگتری قرار میدهد. علاوه بر این، جنگ 33 روزه تنها جنگی میان دو کشور نبود؛ مرز انسان و شیطان و ممیز خیر و شر بود. در آن چند روز حزب الله تبدیل به نماینده جبهه صلح طلبان و آزادی خواهان و هدالت طلب های جهان شد و اسرائیل نماینده شروران جهان. بشردوستان جهان با هر رنگ و نژاد و ملیت و مذهب و مسلکی عکس های «سید حسن نصرالله» و پرچم های حزب الله را به دست داشتند و در آن طرف همه جنگ طلبها و ضدبشرها پشت سر رژیم صهیونیستی قرار گرفتند. به همین دلیل هم فیلم «33 روز» را جهانی میدانیم چون به این صف آرایی بینالمللی میپردازد و به این خاطر آن را یک اتفاق ویژه میپنداریم که برای اولین بار در سینمای جهان به طور جدی و مستندگونه به انعکاس دراماتیک و داستانی این جنگ پرداخته است. پیش از این البته دو فیلم سینمایی –به استثنای فیلم های مستند و کوتاه- این ماجرا را روایت کردند. یکی فیلم «تولدی دیگر» به کارگردانی عباس رافعی بود که با وجود ارزش های مضمونی، چندان مورد توجه قرار نگرفت. و دیگری «لبنان» به کارگردانی شمولیک مائوز محصول رژیم اشغالگر قدس که به هیچ وجه مبین آن جنگ نیست. به همین دلیل «33 روز» را می توان مهمترین فیلم درباره مهمترین جنگ قرن 21 جهان دانست.
اما فیلم "33 روز" را از آن رو یک پیشرفت در سینمای مقاومت کشورمان باید به حساب آورد که در روایت آن مرز میان واقعیت و قصه برداشته شده است. یکی از رنج های اکثر فیلم های جنگی سینمای ما افتادن در دام تصنع و دور شدن از دنیای واقعی بوده است. اما جمال شورجه و گروه همکارش با این فیلم کاری کردهاند که مخاطب أثر طی مدت حدودا 120 دقیقه گویی به زمان و مکان رویدادهای جنگ 33 روزه سفر میکند. بازسازی وقایع آن جنگ نابرابر و نفسگیر به مدد جلوههای ویژه شسته و رفته و دکوپاژ و قاب بندی ها و میزانسن دقیق و سنجیده فیلم به گونهای صورت گرفته که گاه از یاد میبریم که این تصاویر همه فیلم هستند و نه خود واقعیت. از نتایج مستقیم و اولیه تسلط بر ابزار و تکنیک سینما همین است که منجر به جلوه گر شدن دنیای اصلی و واقع در تصاویری ابداعی و مخلوق میشود. شاید برای اولین بار است که در یک فیلم سینمایی ایرانی بیش از 300 پلان جلوههای ویژه رایانهای و میدانی در سطح سینمای حرفهای دنیا به نمایش درمیآید. شاید قابل باور نباشد که تانکهای مرکاوا در این فیلم همگی ساخته دست تولیدکنندگان فیلم هستند و نه محصول کارخانه!

علاوه بر اینها فیلم دارای وجوه تماتیک و نمادشناختی بارزی است که مفاهیم مورد نظر را به شکلی غیرمستقیم و هنری بازگو می کند. به عنوان مثال پس زمینه غالب بر فضای فیلم روشن است و این گواه بر روشنی و سپیدی مقاومت دارد. و یا اینکه روايت فيلم «33 روز» داراي فراز و فرودهاي نمادين و معناداري است. تم و حال و هواي فيلم درآغاز، انساني و رمانتيك است. مردم روستاي عيتاالشعب درجنوب لبنان در حال گذراندن زندگي خود هستند. آن ها خود را براي برگزاري يك مراسم عروسي آماده ميكنند. اما ناگهان جنگ غالب مي شود. به اين ترتيب فضاي صلح آميز و آميخته با احساس فيلم تغيير چهره ميدهد. اما اين پايان ماجرا نيست. چون مردم روستا- حتي زنان - دربرابر مهاجم ميايستند و بارديگر صلح را پيروز ميكنند. كابوسي كه به حماسه تبديل ميشود. پس از پيروزي باز هم فضاي فيلم به وضعيت اوليه برميگردد. اما اين بار يك ولادت هم اتفاق ميافتد. فرزندي زاييده ميشود كه از دوران جديد و حيات تازهاي دردنيا و به خصوص درخاورميانه خبر ميدهد.
تعهد به واقع گرایی و توجه به اصل ماجرا باعث شده که برخی شاخص های دراماتیک و داستانی در فیلم وارد نشود. به طوری که داستان های فرعی و همچنین شخصیت پردازی از آن جا مانده اند. چنانچه فیلم «33روز» ضمن وفاداری به مرام و هدف والایش که همان ثبت و ضبط راستین و صادقانه بخشی از تاریخ معاصر جهان است غنای دراماتیک بیشتری نیز مییافت، بدون شک در جایگاه یکی از شاهکارهای بزرگ سینمای جنگی دنیا قرار میگرفت.
بازخواني استراتژي ترديد در مواضع آقاي هاشمي رفسنجاني

This Template Designed By kafashi.blogfa.com
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن اشکالی ندارد .